پارت ده :

سیم های فلزی و نقره ای رنگش ، زیر نور کمرنگ برق میزد و قلبم را به تپش می انداخت.


انگشتانم لغزیدند و آگهی را لمس کردند .

دقیقا مانند همان زمانی که آرشه ی ظریف ویالون را لمس می کردند .

همان زمانی که خنکای بدنه اش را زیر چانه ام احساس می کردم و با گرمای دستانم به آن جان می دادم .


قیمتش زیاد بود ... البته ، نه برای آن کارت ورقه ای نازک !

سرم را به سمت سقف در

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پویان در رمان رقص آتش پویان
تصویر شخصیت سارا در رمان رقص آتش سارا
تصویر شخصیت آرشام در رمان رقص آتش آرشام
تصویر شخصیت شاهد در رمان رقص آتش شاهد
تصویر شخصیت آنا در رمان رقص آتش آنا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Mahiii

    1

    بازم مثل همیشه گل کاشتی دختر🤗😍 کنجکاویام برا بقیشون کم بود پویانم اضافه شد🥴 اینقد قشنگ تعریفش کردی با تمام جزعیات ک انگار خودم دارم زندگیش میکنم🙃

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    این یکی از بهترین تعریفاییه که میتونم دریافت کنم 🎀🩷 اینکه فضا سازی جوری بوده که فکر کردی خودت توی رمانی واقعا برام ارزشمنده😗💜

    ۲ ماه پیش
  • نیلوفر آبی 🫐💙

    0

    لعنتی میخوای دیونه مون کنی با رمان محشرت وای خیلی قشنگه بانو مرسی و اینکه پویان چیکاره آناس و چند سالشه؟😌🫐💙💅

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    پویان ۱۷ سالشه 😭🎀🫐 و چیکاره‌ی آناست؟ خلاصه بگم: هرچی فکر کنی کمتر از اون چیزی که هست، و بیشتر از اون چیزی که به نظر میاد 😌💙

    ۲ ماه پیش
  • مامان عسل

    0

    خسته نباشید مهسا جون 🌺 برای ادامه اش خیلی کنجکاوم ..فقط دوست دارم شاهد و امثال شون از صحنه تاریخ محو بشن ☹️

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    ۱) مرسییی گلم که همراه رقص آتشی🥹🩷 فقط یه کم صبر کن، هنوز خیلی از اتفاقا مونده و قرار نیست چیزی همین‌جوری بی‌جواب بمونه🤭✨

    ۲ ماه پیش
  • نیست نما

    0

    فقط اینکه بعد از اینکه شاهد آنا رو تو پارکینگ دید و آنا از محتوای اون باکس باخبر شد چی شد؟هنوز کنجکاوم

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    همین کنجکاویتو نگه دار... اون اتفاق، یکی از مهم‌ترین نقطه‌های داستانه و هنوز همه چیزش گفته نشده🤫🖤

    ۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    ممنون گلم 😊اوه اوه حسابی زرنگه انا جون داره یه اشی میپزه واسه شاهد که حسابی روش روغن و توش فلفلی باشه🤣🤣🤣 خوشمان آمد بزن قدش عسلم👏حالا تازه داره اونی میشه که بود دردسر ساز بزرگ کسی که رقبای و تو رینگ بیتاب می کرد و تحقیر آخیش راحت شدم😉💋

    ۲ ماه پیش
  • مهسا ماهنما | نویسنده رمان

    بزن قدششش👏🏻حس خوبیه که اینقدر با اشتیاق رمان و میخونی🤍✨️

    ۲ ماه پیش
کپی شد!